یک جادوگر خوشقلب، یک هیولای شاعر، اژدهایی کوچک همراه با یک دختر استثنایی، شخصیتهای جذاب کتاب صوتی دختری که ماه را نوشید، هستند. کلی بارن هیل داستان افسانهای این کتاب پرفروش نیویورک تایمز و برندهی مدال بری را متفاوت شروع میکند. جادوگر مهربان به نوزادی نور ماه میدهد و قدرتی جادویی در کودک ایجاد میکند. او میخواهد این قدرت را از کودک و دیگران پنهان کند. اما قدرت ماه، پشت ابر نمیماند...
مردمان یک شهر غمگین و پوشیده از مه به نام شهر رنجها، فکر میکنند که جادوگری در جنگل زندگی میکند که میخواهد زندگی آنها را نابود کند. آنها تصمیم میگیرند هر سال کوچکترین بچهی شهر را در جنگل قرار دهند تا جادوگر او را قربانی کند. مردم باور کردهاند که با این کار، خود را از آسیب جادوگر در امان میدارند؛ غافل از اینکه حکومت چنین عقیدهای را در ذهن آنها کاشته است. عقیدهای که هیچ حقیقتی ندارد.
کتاب صوتی دختری که ماه را نوشید (The Girl Who Drank the Moon)، مانند دیگر داستانهای افسانهای شروع میشود. اما یک فرق مهم با دیگر داستانها دارد. جادوگر این داستان، برعکس بقیهی جادوگرها، قلب مهربانی دارد و اصلاً متوجه نمیشود که مردم چرا هر سال بچههای خود را در جنگل رها میکنند؟! جادوگر داستان، زان، بچهها را به شهری شادتر میبرد و آنان را به خانوادههای بهتری میسپارد. او در مدتی که از نوزادان نگهداری میکند، به آنها نور ستاره میبخشد که تجلی آن در چشمان براق کودکان نمایان میشود.
مردم شهر به قربانی کردن کودکانشان ادامه میدهند؛ تا اینکه یکی از مادران طغیان میکند و حاضر نمیشود کودکش را رها کند. مردم و نیروهای نظامی زن را دیوانه میخوانند، او را زندانی میکنند و فرزندش را از او میگیرند. بچه مثل همیشه در جنگل رها میشود؛ اما زان اینبار عاشق این کودک میشود. شیفتگی بسیار باعث حواسپرتی زان میشود و بهجای نور ستاره، نوزاد را با نور ماه تغذیه میکند. کودک نیز قدرتی جادویی پیدا میکند و زان مجبور میشود خودش او را بزرگ کند. کلی بارن هیل (Kelly Barnhill)، نویسندهی اثر جذاب پیش رو، نام این دختر را که بعداً به شخصیت اصلی کتاب بدل میشود، لونا میگذارد.
افراد دیگری نیز در کنار زان زندگی میکنند و او را در بزرگ کردن لونا یاری میدهند: یک هیولای احساساتی با نام گلرک و اژدهایی بسیار کوچک که فیریان خوانده میشود. همهی این شخصیتهای کتاب صوتی دختری که ماه را نوشید، از گذشتهی خودشان خاطراتی ناخوشایند دارند و آن را در صندوق سینهی خود نگه داشتهاند. اما آنها چرا باید غم خود را پنهان کنند؟ و چرا مردمان شهر رنجها نیز غمگین هستند؟ وقتی به پاسخ این سؤالات میرسیم، انگار تمام داستان برایمان روشن میشود.
احتمالاً مخاطبان کتاب کلی بارن هیل در ابتدای خواندن داستان با خود فکر کنند که چرا مردم شهر یک بار هم که شده، به سنت قربانی کردن نوزاد شک نکردند؟ آیا بهجز مادر دیوانه، کسی نبود که در مقابل مردم شهر بایستد و سنتهای جامعه را زیر سؤال ببرد؟ در کتاب صوتی دختری که ماه را نوشید، اولین بار یکی از مردم شهر با نام آنتین به همه چیز شک میکند. او فردی عجیبوغریب و تنهاست که همراه با همسر خودش زندگی میکند. وقتی آنتین متوجه میشود که نوزادش قرار است قربانی بعدی باشد، با همسرش نقشهای طراحی میکند که اوج داستان دختری که ماه را نوشید، به شمار میآید. و درست همینجاست که زان سعی میکند تواناییهای جادویی لونا را از او مخفی کند؛ اما لونا با ورود به سیزده سالگی خود، همه چیز را درمییابد.
کتاب صوتی دختری که ماه را نوشید، سرشار از ویژگیهای یک افسانهی قدیمی است. داستان کودکی رهاشده در جنگل که جادوگری او را بزرگ کرده، شما را به یاد داستانهایی چون گیسوکمند میاندازد. این نوع داستان برای مخاطب نوستالژیک و قدیمی است؛ اما درعینحال جدید و هیجانانگیز نیز هست. کتاب کلی بارن هیل علاوه بر سرگرمکننده بودن، مخاطب را با مفاهیمی چون امید، عشق، نفرت، اندوه و مبارزه با شر آشنا میکند.
یکی از مهمترین نقاط قوت رمان دختری که ماه را نوشید، زبان آن است. زبان کلی بارن هیل شاعرانه و تغزلی است و ما را به یاد افسانههای قدیمی میاندازد؛ اما کودکانه و کلیشهای نیست. او داستان را از دید لونا، زان و دیگر شخصیتهای کتاب روایت می کند. همچنین لحن طنز کتاب در کنار جادوهای زیبا و خطرناک، مخاطب را بیش از پیش مسحور میکند.
کتاب صوتی دختری که ماه را نوشید برای نوجوانان بالای دوازده سال مناسب است. هر کسی که به کتابهای ژانر فانتزی علاقه دارد، باید این کتاب را بشنود.
گلرک نگه داشتن بچه را قبول نکرد و همان روز اول این را اعلام کرد. روز بعد هم قبول نکرد. و روز بعد. و روز بعد. ولی زان حرفش را گوش نمیکرد. فیریان هم که کاملاً مشخص بود که از آمدن بچه خوشحال است، میخواند: «بچهها، بچهها، بچهها...» اژدهای کوچک روی شاخهی درخت روبهروی خانهی درختی زان مینشست و بالهای رنگارنگش را تا جایی که میتوانست باز میکرد و گردنش را رو به آسمان میگرفت. صدایش بلند و بدجوری گوشخراش بود، طوریکه گلرک گوشهایش را میگرفت. اما اژدها ادامه میداد: «بچهها، بچهها، بچهها، بچهها!!!! وای! من عاشق بچههام!» او تا آنوقت بچهای ندیده بود؛ حداقل تا آنجایی که یادش میآمد. ولی این دلیل نمیشد که بچهها را دوست نداشته باشد. از صبح تا شب فیریان آواز میخواند و زان غرغر میکرد و گلرک با خودش فکر میکرد چرا هیچکدامشان به حرف حساب او گوش نمیدهند.
ولی تا آخر هفتهی دوم، تقریباً تمام عادتهای زندگیشان تغییر کرد: کهنه و لباس و کلاه بچه روی بند رخت جدید آویزان بودند تا خشک شوند؛ بطریهای شیره تازهدوشیده را چیده بودند روی طاقچهای که کنار جای جدید شستوشوی لباس ساخته بودند. یک بز جدید آورده بودند (گلرک اصلاً نمیدانست از کجا). زان ظرف شیر بچه را از ظرف مخصوص پنیر و کرهگیری جدا کرده بود و خیلی ناگهانی تمام زمین پر شده بود از اسباببازیهای مختلف
نام کتاب | کتاب صوتی دختری که ماه را نوشید |
نویسنده | کلی بارن هیل |
مترجم | فروغ منصور قناعی |
راوی | بنفشه |
ناشر چاپی | انتشارات پرتقال |
ناشر صوتی | آوانامه |
سال انتشار | ۱۳۹۹ |
فرمت کتاب | MP3 |
مدت | 8 ساعت و 30 دقیقه |
زبان | فارسی |
موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی نوجوان |