جیمز نوربری، با الهام از فلسفهی بودایی، در کتاب پاندای بزرگ و اژدهای کوچک، از ایدههایی به ما میگوید که به او یاری رساندهاند تا دشواریهای زندگی را تاب بیاورد. این کتاب تصویری که از پرفروشترینهای ساندیتایمز است، در قالب ماجراجویی یک پاندا و یک اژدها روایت میشود.
سفری دور و دراز، گم شدن، کشف زیبایی. کتاب پاندای بزرگ و اژدهای کوچک (Big Panda and Tiny Dragon) دربارهی دو همسفری است که ماجراجویی بیهمتایی را آغاز میکنند، آنها در طول بهار و تابستان و پاییز و زمستان سفر میکنند، گم میشوند، اما معنایی را مییابند که اگر مستقیم به مقصد میرسیدند، هرگز آن را پیدا نمیکردند.
جیمز نوربری (James Norbury)، از طریق خلق تصاویری ساده و هنرمندانه، و با کلامی ساده و بیآلایش، ما را دعوت میکند تا در افکار و احساسات و غمها و شادیهایی که همهی ما را بههم پیوند میدهند تأمل کنیم. همگام با پاندا و اژدهای این کتاب، ما نیز میآموزیم که چگونه در زمان حال زندگی کنیم، چطور با وجود عدم اطمینان در آرامش باشیم و به چه نحو با قدرت بر موانع زندگی غلبه کنیم.
نویسندهی این کتاب بهظاهر ساده اما عمیق، با الهام از حکمت و فلسفهی بودایی، کتابی خلق کرده تا به دیگران کمک کند لحظهای تأمل کنند، از سکون لذت ببرند و بهشیوهای مثبتنگرانه به زندگی بنگرند.
پاندای بزرگ و اژدهای کوچک، با وجود زمان کمی که از انتشارش گذشته، به زبانهای مختلفی ترجمه شده و تحسین مخاطبان را در سراسر جهان برانگیخته است. خوانندگان آن را، بهخاطر کلام الهامبخش و تصاویر زیبایش، کتابی بهیادماندنی دانستهاند.
- زیباترین کتاب سال بهگفتهی آیتیوینیوز و گاردین
- پرفروشترین کتاب ساندیتایمز
- جیمز با روان شما ارتباط برقرار میکند. این کتاب بهغایت آرامشبخش و دلگرمکننده است. (وکس کینگ)
- درعینحال که تصاویر جذابیتِ وینی دِ پو را دارند، نوشتهها، مانند سخنان حکیمانهی باستانی، عمیقاند. (گاردین)
پاندای بزرگ و اژدهای کوچک از آندست کتابهایی است که برای مخاطبان در همهی ردههای سنی مناسب است. چه کودک باشید و چه بزرگسال، این کتاب برای شما لذتبخش خواهد بود.
این نویسنده و تصویرگر بریتانیایی تاکنون چندین کتاب منتشر کرده است، اما کتاب پاندای بزرگ و اژدهای کوچک او را به چهرهای شناختهشده در سرتاسر جهان تبدیل کرد. نوربری در دانشگاه جانورشناسی خوانده و گیاهخوار و حامی حقوق حیوانات است.
- اگر به دنبال شاد کردن دیگران باشی، خودت هم به شادی میرسی.
- اژدهای کوچک پرسید: «تو داری چی کار میکنی؟»
پاندای بزرگ گفت: «نمیدونم ولی خیلی کِیف میده.»
- پاندای بزرگ گفت: «بهترین چیزی که با چای میچسبه یه دوست خوبه.»
- اژدهای کوچک عصبانی گفت: «نمیتونم یه جای خوب برای این شاخهی آخری پیدا کنم.»
پاندای بزرگ بامبواش را متفکرانه جوید و گفت: «همین نقصهاست که فوقالعادهاش میکنه.»
اژدهای کوچک گفت: «الان اصلاً وقت ندارم گلها رو ببینم.»
پاندای بزرگ گفت: «درست به همین خاطر باید اونها رو ببینی؛ شاید فردا دیگه نباشن.»
اژدهای کوچک گفت: «طبیعت شگفتانگیز نیست؟!»
پاندای بزرگ موافق بود: «هست. ولی ما هم مثل درختان و عنکبوتها بخشی از طبیعتیم و به همون اندازه شگفتآور.»
اژدهای کوچک گفت: «از حرفزدن و گوشدادنت خوشم میآد و از سفرکردن با تو لذت میبرم، ولی بیشتر از همهی اینها، حسی رو دوست دارم که تو بهم میدی.»
پاندای بزرگ گفت: «سعی کن برای چیزهای کوچیک وقت بذاری، اونها معمولاً از همه چی مهمترن.»
پاندای بزرگ گفت: «از همه چی مهمتر... توجهکردنه.»