این کتاب، حاوی تکههایی از یک کل منسجم است؛ کلی که هنوز تکمیل نشده، اما در مسیر پیداشدن و بیرونآمدن از ابهام است. شاید این کتاب بتواند بخشهایی از درونِ شما را بیدار و به پیداشدن بخشهای گمشدهتان کمک کند. در ادامه با این تکهها بیشتر آشنا میشویم.
«شاید زندگی پیدا کردن بخشهایی از خودمان در تکهتکههایی از یک کُلِ منسجم است. پیدا کردنی که به اندازهی یک عمر طول میکشد.»
اگر زندگی را اینگونه ببینیم، هر فرد، هر رخداد و هر رابطهای میتواند بخشی از ما را به خودمان بشناساند. از این منظر زندگی کردن متفاوت است. چون ما را با آغوش باز به سمت پذیرش خود و احساساتمان میبرد. مسئولیت ما را در قبال احساسات، تجربیات و در یک کلام، زندگی را به ما نشان میدهد. و آن زمان که مسئولیت زندگی خودمان را به عهده بگیریم و از نقش قربانی بیرون بیاییم، میتوانیم زندگی را آنگونه که دوست داریم زندگی کنیم.
ما و جهان خودمان. این موضوع این کتاب است. در کنار پذیرش، ما یاد میگیریم که خودمان، شخص اول جهانمان هستیم و باید آن را بسازیم. در این صورت است که یاد میگیریم چطور دنیا، خوشبختی و آرامشمان را بر پایه حضور یا عدم حضور دیگران بنا نکنیم. میفهمیم که چگونه میتوانیم بعد از هر رنجی، خودمان را تسلی بدهیم و آرامش ببخشیم. رفتن آدمها دیگر دلیل ناراحتی، اندوه و افسردگی ما نیست. اما هر فردی میتواند خودش را در یک رابطه کامل کند. بنابراین اگر زمانی به رابطه قدم بگذارد که خودش را پذیرفته باشد و جهانش را ساخته باشد، رابطه سالمی نیز برقرار میکند.
صمیمیت در روابط: همانقدر که قوی و متکی به نفس بودن در زندگی اهمیت دارد، ایجاد و ساخت روابط سالم نیز مهم است. صمیمیت یکی از پایههای اصلی یک رابطه سالم است که به افراد کمک میکند به سمت شکوفایی و پیشرفت قدم بردارند. در این کتاب از صمیمت صحبت میشود. این صمیمیت زمانی به وجود میآید که یاد بگیریم با خودمان، انتخابها، اشتباهها و گذشتهمان در صلح باشیم.